❇️ آیا مدیریت فعلی سازمان برنامه و بودجه قادر است مسائل و مشکلات اقتصادی کشور را شناسائی و حل و فصل کند؟
سازمان برنامه و بودجه از تاریخ پیدایش، سازمانی ستادی و کارشناسی بوده که بعنوان کارشناسی ترین نهاد دولت شناخته می شده است.
سازمان برنامه و بودجه چه پیش از انقلاب و چه پس از انقلاب و تا پیش از انحلال آن، مرکزی مطالعاتی و تحقیقاتی شناخته می شد که مسائل و امور اقتصادی و زیر بنائی کشور و همچنین منطقه پرآشوب خاورمیانه و جهان را با دید کارشناسی بررسی و تحلیل می کند و با جذب نخبه ترین کارشناسان و مدیران کشور ، دارای فرهنگ سازمانی ویژه ای است و کارشناسانی پرکار، دقیق، مسلط به آمار و ارقام و دارای تحلیل استراتژیک در آن حضور داشتند که این کارشناسان مبرز و ماهر چون پشتوانه مطالعاتی و تحقیقاتی قوی داشتند و بعضا به دلیل ماهیت و مسئولیت کاری به یک یا دو زبان خارجی مسلط بودند و منابع مطالعاتی را نه بصورت ترجمه بلکه از منشاء تولید کننده بطور مستقیم دریافت می کردند و با کارشناسان و خبرگان بین المللی در زمینه علوم اقتصادی و توسعه تعامل و ارتباط متقابل داشتند و در سمینارهای داخلی و بین المللی این دانش و تجارب را به اشتراک می گذاشتند و هنگام مواجهه با مدیران و کارشناسان دولتی که بخشی نگر بودند و به دنبال بودجه بیشتر و اجرای برنامه های توسعه بخشی بودند،با رویکرد کارشناسی و تحلیلی دقیق که مبتنی بر دید کلان و استراتژیک و همه جانبه و توسعه پایدار بود ، مدیران دولتی را که بعضا با علم اقتصاد بیگانه بودند و تن به مباحث دقیق کارشناسی و آمار و ارقام نمی دادند و فقط به توسعه بخشی فکر می کردند در هنگام طراحی و تدوین لوایح برنامه های توسعه و بودجه سنواتی به چالش می کشیدند و با دید کلان نگرانه فقط با خواسته های بخشی که در چارچوب توسعه کلان و پایدار کشور سازگار بود موافقت می کردند و از تخصیص اعتبار بیهوده و بخشی نگر که باعث تضاد با برنامه های کلان و توسعه همه جانبه کشور می شد پرهیز می نمودند و چون تا قبل از استقرار دولت نهم ،بدنه کارشناسی و تحلیلی آن با ثبات بود و فرهنگ سازمانی ویژه ای در آن در جریان بود مسائل اقتصادی و زیر بنائی کشور با طراحی و تدوین مناسبتری روبرو بود که در زندگی روزمره مردم چالش اقتصادی جدی ایجاد نمی کرد لیکن با مستقر شدن دولت نهم ، رئیس این دولت که به امور کارشناسی و منطقی علاقه ای نداشت و تمایل داشت چون شاهان قاجار دست در کیسه بیت المال نموده و هر جور که می خواست بودجه کشور را بین اعوان و انصار تقسیم نماید به سازمان مدیریت و برنامه ریزی هجوم برد و این سازمان قدیمی و ستادی کلان کشور را که مرکز و مسئول تفکر کلان و خرد ورزانه در امور اقتصادی و زیر بنائی کشور بود را منهدم و متلاشی کرد و کارشناسان و مدیران دانشمند و با تجربه این سازمان را یا اجبارا بازنشسته کرد، یا اخراج کرد،یا به سایر سازمانها و نهادها مامور و منتقل کرد و نهایتا فرهنگ سازمانی ویژه و کارشناسی این سازمان را متلاشی کرد و افراد جدیدی را که وارد بدنه کارشناسی و مدیریت این سازمان کرد که با هدف و تفکر عصر قاجاری وی منطبق بودند و دانشی،با تجربه و تحلیل نگر نبودند و قدرت مواجهه با مدیران بخشی نگر سازمانهای دولتی را نداشتند و نتیجه آنی شد که رئیس دولت نهم و دهم بر زیر ساخت ها و اقتصاد خرد و کلان مملکت تحمیل نمود و ثروت نفتی بادآورده 800 میلیارد دلاری نفتی کشور را که ظرف 8 سال با نوسانات اقتصاد بین الملل حاصل شده بود به باد فنا داد و کشوری ثروتمند با منابع و سرمایه بی نظیر را به اقتصادی ورشکسته تبدیل نمود.
با استقرار دولت یازدهم و احیاء سازمان مدیریت و برنامه ریزی مردم و تحلیل گران اقتصادی در ابتدا امیدوار شدند فرهنگ ویژه و کارشناسی سازمان برنامه و بودجه نیز احیاء و مدیران و کارشناسانی نخبه و کارآمد جذب این سازمان احیاء شده بشوند تا بار دیگر تفکر استراتژیک و توسعه پایدار و منطق کارشناسی و تحلیلی بر این سازمان مستولی شود ولی دکتر روحانی رئیس دولت یازدهم اشتباه عجیبی مرتکب شد و با قراردادن دکتر نوبخت در راس سازمان احیاء شده مدیریت و برنامه ریزی و اشتباهات استراتژیک نوبخت در راس سازمان احیا شده که با عملکرد ضعیف مدیریتی وی همراه شد، سازمان یکپارچه مدیریت و برنامه ریزی تجزیه و به دو سازمان تفکیک گردید و دکتر روحانی مجددا مرتکب اشتباه شد و مجددا امور استراتژیک و کلان برنامه و بودجه کشور را بار دیگر به مدیر ضعیفی که باعث انحلال و تجزیه سازمان مدیریت و برنامه ریزی شده بود سپرد. نتایج کار نوبخت و تیم اقتصادی ضعیف دولت های یازدهم و دوازدهم که قادر نیستند کشور را از ورطه اقتصادی و سقوط آزاد نجات دهند ، اکنون به بدنه جامعه رسوخ کرده و مردمی که از غارت اموال و ثروت کشور و مدیران نجومی بگیر ناراضی هستند و از بهبود وضع معاش خود نا امید و مایوس شده اند به کف خیابانها روی آورده اند که
ادامه از صفحه 1
هرچند ممکن است این تظاهرات اخیر مهندسی شده باشد ولی کاملا به اوضاع اقتصادی کشور و تیم اقتصادی دولت و در راس آن به سازمان برنامه و بودجه باز می گردد و مرتبط است. به دلایل زیر دکتر نوبخت با عملکرد ضعیف خود باعث ایجاد رویگردانی مردم از دکتر روحانی می شود که با شیطنت و مهندسی مخالفان دولت اکنون شخص خود دکتر روحانی که شش ماه پیش با رای کم نظیر 24 میلیونی مردم یکبار دیگر بر مسند ریاست جمهوری تکیه داد کم کم دارد با شعارهای مستقیم مواجه می شود.
1 - دکتر نوبخت قادر نیست فرهنگ سازمانی ویژه و کارشناسی را در سازمان برنامه و بودجه احیاء و پیاده سازی نماید.
2- دکتر نوبخت قادر نیست مدیران و کارشناسان خبره و نخبه را برای برنامه ریزی و بودجه بندی با تفکر و تحلیل کلان نگر و عمیق به سازمان جذب نماید و یکی دو نفر از معاونین اصلی وی پزشک هستند که باید در بیمارستانها و مطب به درمان مردم اقدام کنند ولی اشتباهی در مسند معاون یک سازمان کلان ستادی فوق تخصصی کشور نشسته اند و به دلیل فقدان دانش و تجربه ، ناخواسته مشغول تخریب امور زیر بنائی و اقتصادی کشور هستند.
3- دکتر نوبخت علاقه ای ندارد با اقتصادانان و تحلیل گران خبره و مستقل کشور ارتباط بگیرد و از آنان جهت حل و فصل امور اقتصادی و زیر ساختی کشور مشاوره بگیرد و اگر معدودی هم این اتفاق روی داده باشد مشورتها و پروژه های مطالعاتی را به دوستان و انصار خود سپرده است که نتیجه آن منجر به وضعیت اقتصاد فلاکت بار کشور شده است.
4- دکتر نوبخت و تیم مدیران و کارشناسان فعلی مستقر در سازمان برنامه و بودجه به دلیل فقدان تخصص و تجربه و نداشتن پشتوانه کارشناسی و تحلیلی کلان نگر قادر نیستند با مدیران بخشی نگر وارد مباحثات چالشی ، منطقی و کارشناسی با رویکرد آمار و ارقام شوند و به خواستهای بخشی نگرانه آنها تن درداده اند که نتیجه آن در جداول مصارف بودجه 97 کل کشور کاملا قابل مشاهده می باشد.
بنابراین اگر دکتر روحانی می خواهد وضعیت ناموجه فعلی حاکم بر سازمان برنامه و بودجه و امور اقتصادی و زیر بنائی کشور را ساماندهی کند وآرامش را در اقتصاد کشور حاکم کند و مردم را از کف خیابانها به کسب و کار و منازل خود باز گرداند باید هر چه سریعتر دکتر نوبخت و دکتر ربیعی را که اساسا با اقشار ضعیف سر و کار ندارند و استضعاف و درد آنان را حس نمی کنند و مدیرانی مرفه و بی درد هستند را از راس سازمانهای مربوطه برکنار نماید و در تفکرات و چیدمان تیم اقتصادی دولت هم تجدید نظر نماید تا شاید آب رفته بجوی بازگردد و اعتماد و حمایت 24 میلیونی مردم خدشه دار نشود. وحید محمدزاده