شاخص امید به زندگی و ارتباط آن به بازنشستگان
در محاورات عامیانه، گاه شنیده می شود که افرادی می گویند، عمر هم عمر های قدیم! می پرسیم چرا? می گویند افراد 100 تا 100 و فلان سال زندگی می کردند. بعد که قدری با این ها صحبت کنیم، در می یابیم که چون در بین اقوام خودشان چنین نمونه هایی داشتند، نتیجه را به کل تعمیم می دهند که این نوع تعمیم از بیخ غلط است. بدتر این که متوجه می شویم آن 120 و 130 سال آن ها، عملا رقمی در حد 90 تا 100 و آن هم تخمینی است، نه واقعی.
دیگر نمی گوید که مادری 12 بچه می زاییده و 6 نفرشان حتی تا یک سالگی هم زنده نمی مانده اند.
بگذریم. امروز در متنی دیدم که در سطری نوشته اند به مشکل بازنشستگان برسند تا امید به زندگی به این قشر باز گردد!
واقعا متعجب شدم که امید به زندگی، چه ربطی به ماجرا دارد که درج واژه فرهیخته در سطر بعدی، به کلی رمقم را گرفت. فرهیخته، خیلی بار مثبت دارد. فرد فرهیخته، هر گز نسنجیده و ندانسته سخن نمی گوید و برای کاربرد هر کلام تامل دارد و...
به نحوی خودم را مجاب کردم که خواسته بگوید دیگر امیدی به زنده بودن نداریم و برای برگشت امید به زنده بودن کاری کنند.
شاید منظورشان این هم نبوده است. ولی من خودم را مجاب کردم.
یک متوسط عمر داریم و یک حداقل و یک حداکثر که اصلا این ها یک مقوله منفک اند. اما شاخص بس مهمی داریم که خودش به تنهایی، یک رکن از 4 رکن حداقل توسعه یافتگی است. تا این جا تصور فرمایند که چی را به چی ربط داده اند?
یکی یک ساعت بعد از تولد می میرد و تعدادی تا 80 و 90 و بیشتر و کمتر زنده اند. با معدل گیری، به متوسط طول عمر دست می یابیم.
در سال 55 میانگین طول عمر ایرانی ها فقط 19 و نیم سال بوده است. حال یکی هی بگوید عمر های قدیم فلان بودند.
هنوز رقم سال 95 را رسما اعلام نکردند. چون تا سال 92 به رقم 29 سال و نیم دست یافتیم، احتمالا اینک رقم 30 سال را کسب کرده ایم.
ولی از جمعیت بالای 65 ساله و بالاتر اطلاع داریم. دشوار نیست. توی سایت مرکز آمار و جاهای دیگر وجود دارد. نتایج تفصیلی سر شماری 95 که چند ماه قبل انتشار یافت.
دقت کنند که یکی و تاکید می کنم که یکی از عوامل سرطان، همین طول عمر های بالاست.
اما امید به زندگی، خود یک شاخص توسعه است. به قدری هم اهمیت دارد که از چهار مورد اساسی توسعه، یکی همین است.
از بحث فنی و نحوه محاسبه نمی گویم که خود مستلزم ارایه موارد دیگر و تعاریف و قدری کار ریاضی است.
این شاخص چه می گوید و به چه دردی می خورد?
خود این، چیز های دیگری را نشان می دهد. مثل چی? مانند پزشک و سرانه پزشک و تخت بیمارستانی و چیز هایی از این قبیل.
ولی می گوید که با امکانات بهداشتی و درمانی موجود، انتظار می رود افرادی که اینک به دنیا بیایند، چند سال عمر کنند. این را کی برده تا برگرداند? چه ربطی به بازنشستگان دارد?
یکی از من سوال می کند که پزشکی فلان کشور پیشرفته تر است، یا ایران? نمی شود که کیلویی سخن گفت. نگاه می کنم شاخص امید به زندگی رقم چند را نشان می دهد. نمی روم بگویم چون عمویم در ایران درمان نشد و در آن جا شد، پس آن پیشرفته تر است.
به هر حال، شاخص امید به زندگی، در سال 55 در کشورمان، برای مردان 48 و برای زنان 49 سال بوده است.
الان چند می باشد? رقم سال 95 را هنوز حساب نکردم و مقامات هم اگر اعلام کردند، بی اطلاعم. ولی یک سال قبل، برای مردان 72 و برای زنان 73 سال بوده است.
ربطی به بازنشستگان ندارد. ولی ربطی بنیانی برای تصمیم به طول خدمت دارد. چگونه? چون امید به زندگی بالا رفته، صندوق های بازنشستگی پیشنهادشان این است که افراد شاغل را دیر بازنشسته کنند.
ختم کلام که قبلا بیمه عمر را تا 55 سالگی اعمال می نمودند. اینک تا 70 سالگی است. چرا? پاسخ را خود می دانید.
✍️ حسین سوری